تفاوتهای عقد دایم و موقت
.
اطلاعات کاربری
درباره ما
دوستان
خبرنامه
آخرین مطالب
لینکستان
دیگر موارد
آمار وب سایت

در هر دو ، مادر زن و دختر زن به مرد محرم و حرام می گردد . همچنین پدر شوهر و پسر او به زن.

ازدواج زن شوهردار ( خواه متعه ، خواه دائم ) با مرد دیگری حرام اس.

زنا با زن شوهردار ( چه متعه ، چه دائم ) موجب حرمت ابدی  می شود.

لازم است پس از جدایی در هر دو ( دائم و موقت ) ، زن عده نگهدارد.

در هر دو نوع ، مرد نمی تواند به طور همزمان با دو خواهر ازدواج کند.

خواستگاری از زوجه موقت همانند زوجه دائم حرام است.

 

عمده تفاوتهای عقد موقت با دائم عبارتند از:

زن در عقد موقّت نفقه و ارث ندارد، ولى جمعى از فقها گفته اند این در صورتى است که شرط نفقه و ارث نکنند و اگر شرط کنند باید بر طبق آن عمل شود..

زن در عقد موقّت آزاد است که کارى در خارج خانه براى خود انتخاب کند و اجازه همسر براى او شرط نیست مادام که مزاحم حقّ شوهر نباشد، ولى در عقد دائم بدون توافق این امر جایز نیست..

در عقد موقت بر مرد لازم نیست شب ها نزد همسر موقّت خود باشدبرخلاف عقد دائم..

عقد موقت پایان مدّت به منزله طلاق است و بلافاصله زن باید عدّه نگه دارد، (هرگاه آمیزش صورت گرفته باشد)برخلاف  عقد دائم. .

عدّه عقد دائم سه بارعادت ماهیانه دیدن است که با دیدن مرحله سوّم عدّه تمام مى شود، ولى عدّه عقد موقّت دوبار بیشتر نیست..

عدم وجود مهریه در ازدواج موقت موجب بطلان عقد است ولی در ازدواج دائم اجباری به مهرنیست و فقط مهرالمثل تعیین می شود.

در ازدواج دائم هیچکدام از زوجین بدون جلب رضایت دیگری حق ندارد از بچه دار شدن جلوگیری کند ولی در ازدواج موقت جلب رضایت دیگری ضرورتی ندارد .فرزند حاصل ازازدواج موقت همانند فرزند حاصل از ازدواج دائم است.

در ازدواج دائم تعیین محل مسکن با شوهر است اما در ازدواج موقت ملاک قرارداد بین زن وشوهر است و اگر قراردادی نداشته باشند زن اجباری به ماندن در محل معین شده توسط شوهر را ندارد.

در ازدواج دائم بر زن واجب است از همسرش تمکین کند ولی در ازدواج موقت الزامی نیست در ضمن در ازدواج موقت هر دو طرف می توانند زمان مراودات خود را از قبل تعیین کنند..

در ازدواج دائم مرد حق ندارد بیش از چهار زن دائمی داشته باشد اما در ازدواج موقت می تواند تعداد زن بیشتری اختیار کند.

برای بر هم زدن ازدواج دائم طلاق نیاز است اما در ازدواج موقت با پایان مدت زمان عقد پیمان عقد باطل می شود حتی شوهر می تواند همه یا بخشی از مدت زمان را به زن ببخشد واز هم جدا شوند.

در ازدواج دائم «مسلمان» نمى تواند با «غیر مسلمان» ازدواج كند، ولى ازدواج موقت مرد مسلمان با زن غیر مسلمانى كه از اهل كتاب است (مانند مسیحى و یهودى) مانعى ندارد.

میتوان گفت ازدواج موقت از جهات متعدّد و مۆثری با ازدواج دائم تفاوت دارد و زن و مرد آزادی عمل بیشتری دارند. اساساً خداوند حكیم این حكم را تشریع فرموده تا افرادی كه شرایط زندگی دائمی را ندارند، دچار آلودگی و گناه نشوند و از طریق مشروع نیاز طبیعی و جنسی خود را تأمین كنند.

بدیهی است كه ما با این خصوصیات طرفدار این قانون هستیم ـ چنان كه در دین الهی بیكم و كاست وارد شده است ـ اینكه بعضی مردان و زنان از این قانون سوء استفاده میكنند، ربطی به قانون ندارد.

لغو این قانون، جلو آن سوء استفادهها را نمیگیرد، تنها شكل آنها را عوض میكند. به علاوة با نبود قانون، در حقیقت جواز هرگونه عملی صادر میشود.

مشكل جهل و عدم تربیت صحیح افراد را با تعویض قانون نمیتوان حل كرد.

تفاوت ازدواج موقت كه از یكساعت تا چندین سال را میتواند دربربگیرد با زنا و رابطة نامشروع و آزاد هر مرد با هر زن این است كه در عقد موقت، مسۆولیت همسرداری، اجرای صیغه ازدواج، ایجاد محرمیت بین بعضی از افراد، تعیین مهر و بار آن بر دوش مرد، محدودیت ازدواج با برخی افراد و در بعضی ایام، تكلیف عدّه برای زنان بین نه سال تا دوران یائسگی و آرامش روانی و جسمی به‎دلیل استفاده از راه مشروع وجود دارد كه آن را از زنا ممتاز و جدا میكند. نكاح مدت دار راهی است كه خداوند مقرّر فرموده و جواز شرعی دارد و انسان باید همواره در راه مجاز و سالم حركت كند..

 

ازدواج دائم با ازدواج موقت درجهاتی با هم مشترک و در جهاتی دیگر با هم متفاوتند یکی از اولین وجوه این تفاوت مدت زمان ازدواج است که در ازدواج دائم صیغه عقد به صورت دائمی و در ازدواج موقت برای مدت زمان معینی جاری می شود.

ذکر دقیق مدت زمان عقدموقت الزامی است در غیر این صورت یا حکم به بطلان عقد و یا بنا به مصالحی حکم به ازدواج دائم داده می شود.
در ازدواج موقت ازادی بیشتری جهت تصمیم گیری برای ادامه زندگی وجوددارد.
در ازدواج دائم خواه نا خواه مرد عهده داره مخارج زندگی است ولی در ازدواج موقت بستگی به پیمان طرفین دارد و الزامی در این زمینه نیست.

در ازدواج دائم مرد به خودی خود رئیس خانواده است اما در ازدواج موقت بستگی به قرار داد زن و مرد دارد

در ازدواج دائم زن و مرد از یکدیگر ارث می برند در حالی که در ازدواج موقت این چنین نیست.

عدم وجود مهریه در ازدواج موقت موجب بطلان عقد است ولی در ازدواج دائم اجباری به مهرنیست و فقط مهرالمثل تعیین می شود.

خواستگاری از زوجه موقت همانند زوجه دائم حرام است.

زوجه موقت همانند زوجه دائم باید عده نگه دارد .عده زوجه موقت45 روزاست.

در ازدواج موقت اگر مقاربتی صورت نگرفته باشد زن می توانذ بلا فاصله با مرد دیگری ازدواج کند و در صورت ایجاد مقاربت می تواند بلا فاصله با مرد قبلی و با عده نگه داشتن با مرد دیگری ازدواج کند.

در ازدواج موقت همانند ازدواج دائم جمع بین دو خواهر جایز نیست

در ازدواج دائم هیچکدام از زوجین بدون جلب رضایت دیگری حق ندارد از بچه دار شدن جلوگیری کند ولی در ازدواج موقت جلب رضایت دیگری ضرورتی ندارد .فرزند حاصل ازازدواج موقت همانند فرزند حاصل از ازدواج دائم است

در ازدواج دائم تعیین محل مسکن با شوهر است اما در ازدواج موقت ملاک قرارداد بین زن وشوهر است و اگر قراردادی نداشته باشند زن اجباری به ماندن در محل معین شده توسط شوهر را ندارد .

در ازدواج دائم بر زن واجب است از همسرش تمکین کند ولی در ازدواج موقت الزامی نیست در ضمن در ازدواج موقت هر دو طرف می توانند زمان مراودات خود را از قبل تعیین کنند.

برای بر هم زدن ازدواج دائم طلاق نیاز است اما در ازدواج موقت با پایان مدت زمان عقد پیمان عقد باطل می شود حتی شوهر می تواند همه یا بخشی از مدت زمان را به زن ببخشد واز هم جدا شوند.

در ازدواج دائم مرد حق ندارد بیش از چهار زن دائمی داشته باشد اما در ازدواج موقت می تواند تعداد زن بیشتری اختیار کند.

در ازدواج دائم با ایجاد سه بار فسخ نیاز به محلل پیدا می شود و فرد نمی تواند با همسر قبلی اش ازدواج کند اما در ازدواج موقت تعدد عقد ایرادی ندارد و محلل نمی خواهد.

 

یکی از قوانین درخشان اسلام از دیدگاه تشیع این است که ازدواج به دو نحو می تواند صورت بگیرد: دائم و موقت. ازدواج موقت و دائم در پاره ای از آثار با هم یکی هستند و در قسمتی اختلاف دارند.


آنچه در درجه اول، این دو را از هم متمایز می کند یکی این است که زن و مرد تصمیم می گیرند بطور موقت با هم ازدواج کنند و پس از پایان مدت، اگر مایل بودند تمدید کنند، تمدید می کنند و اگر مایل نبودند از هم جدا می شوند. دیگر اینکه از لحاظ شرایط، آزادی بیشتری دارند که بطور دلخواه بهر نحو که بخواهند پیمان می بندند مثلا در ازدواج دائم خواه ناخواه مرد باید عهده دار مخارج روزانه و لباس و مسکن و احتیاجات دیگر زن از قبیل دارو و طبیب بشود ولی در ازدواج موقت بستگی دارد به قرارداد

آزادی که میان طرفین منعقد می گردد. ممکن است مرد نخواهد یا نتواند متحمل این مخارج بشود یا زن نخواهد از پول مرد استفاده کند. در ازدواج دائم، زن خواه ناخواه باید مرد را به عنوان رئیس خانواده بپذیرد و امر او را در حدود مصالح خانواده اطاعت کند اما در ازدواج موقت بسته به قراردادی است که میان آنها منعقد می گردد.
در ازدواج دائم، زن و شوهر خواه ناخواه از یکدیگر ارث می برند اما در ازدواج موقت چنین نیست پس تفاوت اصلی و جوهری ازدواج موقت با ازدواج دائم در این است که ازدواج موقت از لحاظ حدود و قیود "آزاد" است یعنی وابسته به اراده و قرارداد طرفین است. حتی موقت بودن آن نیز در حقیقت نوعی آزادی به طرفین می بخشد و زمان را در اختیار آنها قرار می دهد. در ازدواج دائم، هیچکدام از زوجین بدون جلب رضایت دیگری حق ندارند از بچه دار شدن و تولید نسل جلوگیری کنند ولی در ازدواج موقت جلب رضایت طرف دیگر ضرورت ندارد. در حقیقت این نیز نوعی آزادی دیگر است که به زوجین داده شده است. لثری که از این ازدواج تولید می شود یعنی فرزندی که بوجود می آید با فرزند ناشی از ازدواج دائم هیچگونه تفاوتی ندارد.

مهریه، هم در ازدواج دائم لازم است و هم در ازدواج موقت. با این تفاوت که در ازدواج موقت عدم ذکر مهر موجب بطلان عقد است و در ازدواج دائم، عقد باطل نیست. مهرالمثل تعیین می شود. همانطوریکه در عقد دائم، مادر و دختر زوجه بر زوج، و پدر و پسر زوج بر زوجه حرام و محرم می گردند، در عقد منقطع نیز چنین است و همانطوریکه خواستگاری کردن زوجه دائم بر دیگران حرام است، خواستگاری زوجه موقت نیز بر دیگران نیز حرام است. همانطوریکه داشتن روابط نامشروع با زوجه دائم غیر، موجب حرمت ابدی می شود، داشتن روابط نامشروع با زوجه موقت نیز موجب حرمت ابدی می شود. همانطور که زوجه دائم بعد از طلاق باید مدتی عده (مدتی که زن پس از طلاق و یا فوت شوهر نیابد ازدواج کند)، نگهدارد، زوجه موقت نیز بعد از تمام شدن مدت یا بخشیدن آن باید عده نگهدارد با این تفاوت که عده زن دائم سه نوبت عادت ماهانه است و عده زن غیر دائم دو نوبت یا چهل و پنج روز. در ازدواج دائم جمع میان دو خواهر جایز نیست، در ازدواج موقت نیز روا نیست.

 

مبانی ازدواج موّقت درقرآن، سنت و فقه مذاهب اسلامی
ازدواج موقت یا نکاح« متعه» از جمله احکام فقهی و حقوقی در موضوع ازدواج می باشد، که از دیر باز مورد مناقشه و گفتگو بوده است. سابقه این بحث ها به زمان خلفا باز می گردد. عمده سخن در مورد حلال و یا حرام بودن آن در شریعت مقدس اسلام است. شیعیان به ویژه امامی ها آن را حلال و شاخه ای از ازدواج مشروع میدانند گرچه حالا در عمل این نوع ازدواج از رواج افتاده است. منابع علمی و اجتهادی مذاهب چهارگانه ی اهل سنّت، ازدواج موقّت را حکم منسوخ میدانند؛ یعنی در گذشته حلال بوده و بعد نسخ شده و حرام شده است و اکنون مرتکب آن فعل حرام انجام میدهد؛ اما در عرف عوام سخن از نسخ گفته نمی شود؛ بلکه ازدواج موقت را از اصل و ریشه حرام و خلاف شریعت برمی شمارند.
مرحوم محمد جواد مغنیه دیدگاه عامه اهل سنّت را در مورد ازدواج موّقت چنین بیان مینماید: « و بسیاری از مردم متعه را به خاطر نادانی از حقیقت آن نوعی زنا و فجور می پندارند. آن ها باور دارند که فرزند حاصل از متعه در نزد شیعه امامیه از ارث پدر سهمی ندارد و با برادران خود که حاصل ازدواج دائمی است، شریک بازمانده اموال پدر نیست. در پندار ایشان، زوجه متعه عدّه ندارد و با مجرّد پایان یافتن مدّت ازدواج، میتواند از ازدواج مردی به نکاح مردی دیگری در آید. از این رو ایشان متعه را تقبیح نموده، منکر حکم آن گردیده اند و کسی که متعه را مباح شمارد، متهّم به شناعت میکنند.»[1]
در این هدف ما تبیین موضوع بحث و سپس ارایه ادّعاهای دو جانب، مرزها، شرایط و حدود ازدواج موّقت و استدلال های بزرگان مذاهب چهار گانه به ویژه فقیهان حنفی در مورد حرمت آن و استدلال های فقیهان بزرگ امامی در مورد حلالیت آن است. پس از تبیین ادعا ها، و محل بحث همراه با مبانی طرفین، زوایای پنهان یکی از احکام مهّم اسلامی که اثبات یا انکار آن موجب تهمت ها و دوری امت اسلامی از یکدیگر شده است روشن میگردد.
در مورد ضرورت طرح این بحث، ممکن است این سوال پیش آید که خط و مشی موافقان و مخالفان ازدواج موقت روشن است. هر کسی به داشته های خود عمل میکنند، پس نیازی به بحث از مبانی آن به صورت تطبیقی نیست. این سخن در نگاه نخست درست به نظر میرسد؛ اما با توجه به دلایل زیر، ما این توجیه را قبول نداریم و به بررسی علمی این بحث می پردازیم:
نخست آن که از نظر تمامی فقیهان مسلمان احکام ازدواج همانند احکام عبادی اسلام، دارای حدود و چارچوب مشخص است و سلیقه ها و خواسته های بشری نمی¬تواند در آن خلل و یا کم و زیادی وارد کند. مثلا اگر تمامی انسان ها اجماع کنند که نماز صبح سه رکعت باشد و یا به جای ماه رمضان در ماه صفر روزه بگیرند، این کار شدنی نیست؛ زیرا از حیطه اختیارات بشری خارج می باشد و از سوی خود خداوند سبحان تعیین گردیدهاست.
ازدواج نیز بازیچه نیست که هر مشرب و نحله ای برای خود طبق میل خود حکم و حلال و حرام تعیین کند. حال که در این مورد میان دو جریان قدرتمند فکری و فقهی اسلامی اختلاف افتاده است، ما مجبوریم برای این که ما انزل الله را پیدا کنیم و حکم مطابق با هوای نفس خود را حکم خدا ننامیم- در این مورد بیشتر واکاوی نماییم.
در ثانی ازدواج موقت از جمله احکامی اختلافی است که بیشترین مناقشات در مورد آن واقع شده است. بنا بر این، ضرورت بررسی آن بیش از دیگر مباحث ها احساس می شود.
سومین جهت آن که تقریبا در تمامی کشورهای اسلامی پیروان دو نحله بزرگ اسلامی (شیعه و سنّی) با هم حضور و در بسیاری موارد باهم مراوده دارند. سر پوش گذاری و دوری از تبیین مبانی احکام اختلافی موجب خواهد شد تا بازار شایعه ها و افتراها داغتر گردد و نفاق حاصل از آن دامنگیر جوامع شود. آنگهی ممکن است فرد شیعه که این عمل را حلال می دانند زنی را به ازدواج موقت به عقد خود در آورد و قاضی سنّی چون این نوع عقد را به رسمیت نمی شناسد، بر زوجین موقت ممکن است حدّ جاری کند. زیرا پیش زمینه و تلقی گنگ، مبهم و حتی منفی از نکاح متعه دارد. بنا بر این، توضیح و تشریح استدلالی این گونه مباحث موجب شناخت بیشتر پیروان دو مذهب بزرگ اسلامی از یکدیگر و آشنایی ایشان با مبانی مذهب جانب مقابل خواهد شد، طوری که در نهایت اگر منطق و استدلال طرف دیگر را نمی پذیرد، حد اقل این را درک خواهد کرد که اختلاف ها مبنایی است نه مبتنی بر شایعه و تهمت. هر انسان با وجدانی به جانب مقابل نخواهند گفت پیروان فلان مذهب چنین است و چنان.
مفهوم متعه یا ازدواج موقت:
واژه متعه، تمتع و مشتقات آن در قرآن کریم به معانی مختلفی آمده است:
1- متعه به معنای زاد و توشه: « متاعا لکم و لانعامکم».[2] زاد و توشه ای برای برای شما و چهار پایان تان.
2- متعه به معنای منفعت و سود: « ذالک متاع الحیواة الدنیا والله عنده حسن المآب.»[3] این متاع زندگی دنیا است و در نزد خداوند فرجام نیک است.
3- متعه یعنی بقا :« قال و من کفر فأمتعه قلیلا ثم اضطره الی عذاب النار.»[4] کسی که کفر ورزد در این جهان او را اندکی باقی کذارم ولی در آخرت معذّب در آتش گردانم.
4- متعه به معنای عطا: « و متعوهن علی الموسع قدره و علی المقتر قدره متاعا بالمعروف.»[5] (زنانی را که طلاق داده اید قبل از مباشرت) آن ها را از چیزی بهره مند سازید. دارا به اندازه ی خود و نادار به اندازه ی خود بهره شایسته که سزاوار مقام نیکوکاران است.
فقیهان در مورد تفریق بیشتر از متعه معنای آخری یعنی عطا و دادن را اراده کرده اند. متعه به معنای عطا کردن یا مهر المتعه در موردی لازم است که مردی، زنی را بدون تعیین مهر عقد کند و سپس پیش از مباشرت و دخول طلاق دهد. در این مورد مرد یاد شده باید به زوجه مطلقه خود چیزی متناسب با وضعیت و تمکن مالی خود بدهد، نام آن چیز متعه است.
5- متعه به معنای حج تمتع: « فمن تمتع بالعمرة إلی الحجّ فمااستیسر من الهدی فمن لم یجد فصیام ثلاثة ایام فی الحج و سبعة إذا رجعتم، تلک عشرة کاملة ذالک لمن لم یکن أهله حاضری المسجد الحرام.»[6] هرکس از عمره تمتع به حج باز آید، قربانی کند هرچه مقدور او است و هرکس به قربانی تمکن نیافت سه روز در حج روزه بدارد و هفت روز هنگام مراجعت که ده روز تمام شود. این عمل برای کسی است که اهل شهر مکه نباشد. قابل یاد آوری این که مخالفان ازدواج موقت (متعه زنان) حکم حج و عمره تمتع را نیز قبول ندارند.
6- متعه به معنای ازدواج موقّت با شرایط خاص خود: « فما ستمتعتم به منهن فآتوهن اجورهن فریضة.»[7] پس چنانکه از آنان بهره مند شوید آن حق معین که مهر آن ها است به آنان بپردازید.
ازدواج موّقت یا نکاح متعه آن است که زن آزاد و رشید، خود را به مهر مسمّی و تعیین شده در مدت خاص و تعیین شده به ازدواج مردی در آورد و زوج نیز آن را قبول کند. ازدواج موقّت یا متعه تمام شرایط ازدواج دائم را دارا است از قبیل: این که عقد باید جامع تمام شرایط صحت باشد و مانع از نسب و سبب و غیره در میان نباشد. در ازدواج موقت همانند ازدواج دایم وکالت جایز است. تمام آثار مترتب بر ازدواج دایم مانند الحاق فرزند، نسب، عدّه، محرم شدن و حرمت ها و... بر ازدواج موقت جاری می¬گردد.
تنها استثنا آن است که پایان ازدواج موقّت با اتمام مدت یا با هبه مدت از سوی زوج است نه طلاق. احکام نفقه و ارث زوجین نیز در آن جاری نیست، مگر این که ضمن عقد شرط کرده باشند؛ باید عنایت داشت که موارد استثنایی یاد شده در نزد کسانی که متعه را جایز می دانند دلیل خاص دارد.
بنا بر این، ازدواج موقّت نه مانند ملکیت در برابر ازدواج دائم است و نه مبتنی بر برخی تهمت های که مخالفان آن بر موافقان می زنند و با اصرار عجیبی آن را برای سیاه جلوه دادن جانب مقابل تبلیغ می-کنند.
براستی چرا مسلمانان در برخی از احکام فقهی از جمله در ازدواج موقّت تا به این اندازه اختلاف کرده اند؟!
در پاسخ باید گفت: در گام نخست، تمامی مسلمانان از هر فرقه و مذهب اتفاق دارند که طبق حکم آیه مبارکه یاد شده، در شریعت اسلام ازدواج موقّت حلال و مورد تأیید رسول خدا(ص) بوده است. در مورد عمل به این حکم نیز روایات صحیحه فروانی در کتابها و مجامع روایی معتبر در نزد فریقین وجود دارد که در جای خود مورد بررسی قرار می¬گیرد؛ اما جان سخن آن است که فقیهان مذاهب چهارگانه باور دارند، این حکم بعدها نسخ و از میان برداشته شده است. در مقابل، فقیهان امامی اصرار دارند که نسخی در کار نبوده و حکم هم چنان به قوّت خود باقی است.
چیزی که در این جا باید از آن یاد کرد، آن است که ازدواج موقّت تنها حکم مورد اختلاف میان مسلمان نیست؛ بلکه یکی از احکامی اختلافی به شمار می آید. چنان¬که فقیهان مذاهب چهار¬گانه نیز در میان خود در احکام بسیاری اختلاف دارند. مثلا در شماری از احکام فقهی دیدگاه ابو یوسف و ابوحنیفه در مواردی با هم فرق دارد و محمد اصلا دینداری را در کفو بودن شرط نمی¬داند این حکم او بر خلاف تمامی فقیهان مسلمان است. مالکیان نسب و ثروت را در کفائت شرط نمی¬دانند و حتی خواهد آمد که برخی مالک بن انس را از معتقدان به عدم نسخ متعه بر شمرده است؛ ولی پیروان او چنین نظری ندارند.
فقیهان تابع یک مذهب فقهی نیز گاه در ادوار مختلف و حتی در یک زمان و حتی فقیه واحد در دو زمان، دیدگاه های مختلف دارند. بنا بر این آیا باید این تفاوت دیدگاه ها و اختلاف در استنباط احکام را حربه شقاق و دشمنی بسازیم؟!
اگر منصفانه بنگریم نباید اختلاف در آرای فقهی را موجب دشمنی بدانیم. زیرا اگر عکس آن باشد عجیب است؛ انسان ها محصول کارخانه های تولید انبوه نیستند که چندین میلیون انسان با یک مارک و یک کیفیت و یک سطح توانایی به دنیا بیایند. فهم فقهی و برداشت شان از دین به یک صورت باشد. علمای مذاهب چنانکه مبانی و ابزارهای استنباطی شان فرق دارد، شخصیت، شرایط علمی، شرایط زمانی و مکانی و... شان نیز مختلف است. پس باید به ایشان این حق را قایل شویم که استنباط های ایشان باهم تفاوت داشته باشد. بهترین راه بررسی مبانی و دلایلی است که مستند فتاوای فقهی آنان قرار گرفته است، تا چه در نظر افتد.
مبانی فقهی نسخ و تحریم ازدواج موقّت
زید الابیانی از فقیهان معاصر حنفی( مصر) در شرح الاحکام الشرعیه ذیل ماده 14 می نویسد: برخی قایل به جواز و مشروعیت ازدواج متعه بوده است تا آن که ناسخی بر آن یافت شود. (حنفیان این قول را به مالک بن انس نسبت داده اند).[8] استدلال ایشان به آیه:« فماستمتعتم به منهن فآتوهن اجورهن[9]» است. یعنی پس چنان که از آن ها بهره مند شوید، مهر یا اجرت ایشان را بدهید. همین طور به قول عطاء[10] نیز استناد کرده اند که می¬گوید از جابر شنیدم، می گفت:«تمتعنا علی عهد رسول الله(ص) و أبی بکر و نصف من خلافة عمر، ثم نهی الناس عنه.»[11] یعنی ما در زمان رسول خدا (ص) و خلافت ابوبکر و تا اواسط خلافت عمر متعه می¬کردیم، سپس مردم از این کار نهی شدند.
امام شافعی گفته است:« چیزی را نمی¬داند که خداوندآن را حلال قرار داده و سپس حرام کرده باشد و باز حلال و سپس حرام کرده باشد به غیر از متعه.»[12] ابن حجر عسقلانی می¬نویسد:« شماری از احادیث صحیح صریح در نهی از نکاح متعه پس از اذن به آن رسیده است.»[13]
ابن رشد در بدایة المجتهد می¬نویسد:« در اصل تحریم ازدواج متعه از رسول خدا (ص) اخبار متواتری رسیده؛ اما در مورد زمان تحریم اختلاف شده است. برخی از روایات می¬رساند که روز خیبر متعه تحریم شد. برخی دیگر می¬گوید در غزوه تبوک و شماری هم حجة الوداع و بعضی عمرة القضاء برخی هم اوطاس را زمان تحریم متعه بر می¬شمارند. جالب این¬که وی از این اخبار متواتر یکی را هم در این جا ذکر نمی¬کند. برعکس، بعد از بیان مطلب یاد شده دو حدیث مبنی بر حلالیت لاینقطع متعه را بیان می¬نماید.[14]
به طور کلی اگر دلایل و مبانی طرفداران تحریم متعه را به صورت فشرده ارایه کنیم، به صورت زیر خواهد بود:
1- حدیثی از رسول خدا (ص) و احادیثی قریب به همین مضمون که ایشان فرمود: «کنت أذنت لکم فی الاستمتاع من النساء و قد حرّم الله تعالی ذالک إلی یوم القیمة.»[15] همانا در استمتاع و بهره گیری از زنان به شما اجازه دادم و براستی که خداوند آن را تا روز قیامت حرام قرار داده است.
2- برخی¬گفته اند سه چیز دوبار نسخ شده است: ازدواج متعه و گوشت خر اهلی و نماز به سوی بیت المقدس. در این مورد احادیثی در بسیاری از مجامع روایی اهل سنّت آمده است، از جمله: «1961 حدثنا محمد بن یحیی ... عن علیّ بن ابی¬طالب أن رسول الله (ص) نهی عن متعة النساء یوم الخیبر و عن لحوم الحمر الانسیة.»[16] یعنی روز خیبر رسول خدا (ص) از متعه زنان و از گوشت خران اهلی منع فرمود.
3- 1962 :«حدثنا ابو بکر بن ابی شیبة... عن ربیع بن سبرة عن ابیه قال: خرجنا مع رسول الله (ص) فی حجة الوداع فقالوا: یا رسول الله(ص) إن العزبة قد إشتدّت علینا. قال: «فأستمتعوا من هذه النساء.فآتیناهن، فأبین أن ینکحنا إلا أن تجعل بیننا و بینهن اجلا. فذکروا ذالک للنبی (ص)، فقال: إجعلوا بینکم و بینهن أجلا. فخرجت أنا و بن عم لی معه بردٌ و معی بردٌٍٍ و برده أجود من بردی و أنا اشّب منه. فآتینا علی إمرأة فقالت: بردٌٍٍ کبرد. فتزوّجتها فمکثت عنده تلک اللیلة، ثم غدوت و رسول الله (ص) قائم بین الرکن و الباب وهو یقول: ایها الناس إنی قد کنت أذنت لکم فی الاستمتاع ألا و إن الله قد حرّمها إلی یوم القیمة، فمن کان عنده منهن شیء فلیخل سبیلها و لا تأخذوا مما آتیتموهن شیئا.»[17]
ربیع بن سبره از پدرش نقل می¬کند که با رسول الله (ص) در حجة الوداع همرا شدیم. گفتند یا رسول الله(ص) تجرّد و عزوبت بر ما سختی می¬کند! رسول خدا (ص) فرمود: از این زنان متعه کنید. ما به ایشان روی آوردیم؛ ولی از ازدواج با ما دوری کردند مگر این که مدّت زمانی معیّن گردد. این مشکل به پیامبر(ص) گفته شد. حضرت فرمود: بین خود و ایشان مدتی را تعیین کنید. پس من و پسر عمویم خارج شدیم. او پارچه ی از برد( پارچه مخصوص ساخت یمن) داشت و من نیز از همان پارچه داشتم، پارچه او مرغوبتر بود اما من جوانتر. به زنی روی آوردیم. زن گفت: پارچه ی برد مثل پارچه برد دیگر است- (اما تو جوان تری) سپس با او ازدواج کردم، همان شب را نزد او ماندم. فردا رسول خدا (ص) میان رکن و مقام بود و می فرمود: آی مردم من به شما اجازه استمتاع دادم، بدانید که خدا وند آن را تا روز قیامت حرام کرده است. پس هرکسی که هنوز بر آن باقی است، باید رهایش کند و از آن چه به زنان دادیده اید، باز پس نگیرید.
4- حدیثی دیگری از سه بار نسخ شدن متعه حکایت دارد: محمد بن خلف عسقلانی... از ابن عمر نقل کرده است:« لمّا ولّی عمر بن الخطاب، خطب الناس فقال: إن رسول الله (ص) أذن لنا فی المتعة ثلاثا ثم حرّمها. والله لا أعلم أحدا یتمتع وهو محصن إلاّ رجمته بالحجارة. إلاّ أن یأتینی بأربعة یشهدون أن رسول الله (ص) أحلّها بعد إذ حرمّها.»[18] یعنی چون عمر بن خطاب به حکومت رسید، برای مردم خطبه ای ایراد کرد سپس گفت: رسول خدا (ص) سه بار متعه را برای ما اجازه داد، سپس تحریم کرد. قسم به خدا نفهمم که شخص محصن متعه کرده باشد و گرنه با سنگ او را سنگسار (رجم) خواهم کرد؛ مگر این که چهار شاهد اقامه کند که رسول خدا متعه را پس از تحریم حلال نموده است.[19]
5- کسانی که صحت و حلالیت متعه را از آیه24 سوره نساء استنباط کرده اند، به خطا رفته اند. آیه می¬گوید: « پس زنانی را که متعه می¬کنید، واجب است مهر ایشان را بپردازید.» زیرا معنای استمتاع در «فماستمتعتم» تزویج است و مهر به نام اجرت ذکر شده است. نظیر آن را در آیه دیگر داریم: « فانکحوهن بإذن أهلهن و آتوهن أجورهن.»[20] آنان را با اجازه صاحبان شان تزویج نمایید و مهر شان را به خود شان بدهید. در این آیه مبارکه مراد از اجور و اجرت، مهر است.[21] در نتیجه ازدواج متعه وموقّت اصلا از اساس حرام بوده و چنین چیزی اصلا در اسلام نداریم.[22]
6- حدیث جابر در مورد حلالیت متعه در زمان رسول خدا(ص) و زمان خلافت ابوبکر و تا نصف خلافت عمر، که در اکثر جوامع روایی معتبر وجود دارد، کامل نیست. زیرا ممکن است کسانی که بعدها نکاح متعه را حلال می دانستند، از اعلان تحریم مطلع نبودند و در نیمه دوم خلافت عمر از قضیه اطلاع یافتند.[23] نووی در این باره بعد از بیان قول خلیفه دوم که: متعتان کانتا فی عهد رسول الله (ص) أنا أحرّمهما... می نویسد:« محمول علی أن الذی إستمتع فی عهد ابی بکر و عمر لم یبلغه النسخ.»[24]یعنی گفته ای خلیفه مبنی بر این که من ازدواج متعه را تحریم می کنم، این گونه حمل و توجیه می شود: کسی که در زمان ابو بکر و عمر ازدواج متعه می نموده، از نسخ حکم آن خبر نداشته است.


7- ازدواج متعه چه با حضور شاهدان و چه بدون حضور ایشان، چه کوتاه مدت و چه بلند مدت باطل است. زیرا در متعه توارث نیست و توارث اثر عقد صحیح است. اگر ازدواج متعه صحیح می بود، در آن توارث نیز م بود.


8- خبر ابن سبره که امام محمد بن ادریس شافعی در الأم آن را به صورت دیگری آورده است: « أخبرنا سفیان بن عیینه عن الزهری عن ربیع بن سبرة أن النبی (ص) نهی عن نکاح المتعه و جماع نکاح المتعه المنهی عنه کل نکاح کان إلی أجل من الآجال قرب أو بعد...»[25] سفیان بن عیینه از زهری از ربیع بن سبره از پدرش روایت کرده اند که پیامبر از ازدواج متعه و جماع آن نهی کرده است و هر ازدواج مدت دار به هر اندازه که مدت آن باشد، چه کوتاه و چه بلند مدت، نهی شده است.


9- ابن رشد می¬گوید: اجماع فقیهان تمام اعصار و تمام بلاد اسلامی بر قبول قول به حرمت و نسخ ازدواج متعه قرار گرفته است.[26]
این بود خلاصه ی از دلایل و مستندات کسانی که می¬گویند حکم حلال بودن ازدواج موقّت نسخ شده و اکنون انجام آن حرام و زنا است.




:: برچسب‌ها: تفاوتهای" عقد"دایم " موقت"دانلود" عقد"رایگان" ,
:: بازدید از این مطلب : 2529
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : میثم خسروی
ت : سه شنبه 8 تير 1395
.
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه:








موضوعات
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
مطالب پربازدید
چت باکس
تبادل لینک هوشمند
پشتیبانی